مجید توسلیپور، پژوهشگر حوزه فرهنگ، شاهنامهخوان و نقال، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با تأکید بر ضرورت تکریم پیشکسوتان، استادان و چهرههای ماندگار فرهنگی گفت: آنچه امروز از فرهنگ، آداب، دانش، هنر و شیوه زندگی ایرانی در اختیار داریم، حاصل تلاش نسلهایی است که این میراث را حفظ کردند و سینهبهسینه و نسلبهنسل به ما رساندند؛ بنابراین احترام به این افراد در حقیقت احترام به هویت و گذشته فرهنگی ایران است.
توسلیپور در گفتوگویی درباره مفهوم فرهنگ در شاهنامه و ضرورت پاسداشت چهرههای ماندگار فرهنگی اظهار کرد: فرهنگ در شاهنامه مفهومی گسترده دارد و تنها به دانش محدود نمیشود، بلکه فرزانگی، تیزهوشی، چابکاندیشی، خرد، ادب و شیوه درست زندگی کردن را نیز دربرمیگیرد.
او با اشاره به جایگاه واژه فرهنگ در شاهنامه افزود: در شاهنامه از «هوشنگ» با تعبیرهایی مانند فرزانگی، تیزهوشی و چابکاندیشی یاد شده و فرهنگ با مفاهیمی همچون خرد، نیکنامی و داد پیوند خورده است. به تعبیر دیگر، فرهنگ مجموعهای از دانش و معرفتی است که انسان را به شیوه درست زندگی کردن راهنمایی میکند.
این پژوهشگر فرهنگ ادامه داد: اگر امروز به فردی «فرهنگی» گفته میشود، در مفهوم اصیل آن یعنی فردی فرزانه، دانشمند، آگاه و صاحب معرفت. بسیاری از مفاهیمی که امروز در قالبهای مختلف از آنها سخن میگوییم، ریشه در همین نگاه کهن به فرهنگ دارند.
فرهنگ؛ میراثی که نسل به نسل منتقل شده است
توسلیپور با بیان اینکه بسیاری از رفتارها، آداب و رسوم روزمره ما ریشه در گذشته دارند، گفت: اگر امروز به مهمان احترام میگذاریم، نوع خاصی از پوشش را استفاده میکنیم، آیینهایی برای شادی و سوگواری داریم یا حتی برخی عادات مربوط به غذا خوردن، کشاورزی و زندگی اجتماعی را انجام میدهیم، بخش مهمی از این رفتارها حاصل انتقال فرهنگی از نسلهای گذشته است.
او با اشاره به مفهوم «کیومرث» در شاهنامه و روایتهای مربوط به آغاز زندگی اجتماعی انسان اظهار کرد: در روایتهای کهن، انسان و جامعه از نسلی به نسل دیگر دانش و تجربه خود را منتقل کردهاند. این میراث در طول هزاران سال حفظ شده و به شکلهای مختلف به امروز رسیده است.
این شاهنامهخوان افزود: ما امروز اگر انگشتری در دست داریم، لباس خاصی میپوشیم، آیین مهماننوازی داریم یا شیوهای برای زندگی اجتماعی انتخاب کردهایم، باید بدانیم که بسیاری از این داشتهها ریشه در گذشته دارند. اینها میراثی هستند که انسانهای بسیاری در طول تاریخ برای حفظ و انتقالشان تلاش کردهاند.
تکریم بزرگان، سپاس از کسانی است که فرهنگ را حفظ کردند
توسلیپور درباره ضرورت تجلیل از پیشکسوتان، استادان و چهرههای ماندگار فرهنگی بیان کرد: ما نمیتوانیم برای کسانی که در گذشته زندگی کردهاند، مانند امروز هدیهای ببریم یا از آنها پذیرایی کنیم؛ اما میتوانیم یاد و نامشان را زنده نگه داریم. برگزاری آیینهای بزرگداشت، معرفی آثار و زندگی آنها و دعوت از کسانی که با این افراد زندگی و کار کردهاند، یکی از بهترین شیوههای سپاسگزاری از آنان است.
او ادامه داد: در مورد شخصیتهای معاصر میتوان از دوستان، شاگردان و همکارانشان دعوت کرد تا درباره زندگی و خدماتشان صحبت کنند و اگر شخصیتی متعلق به گذشتههای دور است، پژوهشگران و محققان میتوانند آثار و خدمات او را معرفی کنند. این کار در واقع پاسداری از میراث فرهنگی و فکری آنهاست.
این پژوهشگر فرهنگ تأکید کرد: چهرههای ماندگار فرهنگی را باید در روستاها، شهرها، انجمنها، رسانهها و مراکز فرهنگی معرفی کرد. جامعهای که بزرگان خود را فراموش کند، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی خود را از دست میدهد.
شاهنامه؛ نمونهای از تکریم بزرگان
توسلیپور با اشاره به جایگاه تکریم بزرگان در شاهنامه گفت: شاهنامه نمونههای بسیاری از ارج گذاشتن به انسانهایی دارد که برای جامعه خود کاری بزرگ انجام دادهاند. یکی از روشنترین نمونهها داستان کاوه آهنگر و فریدون است.
او توضیح داد: زمانی که کاوه آهنگر در برابر ظلم ضحاک میایستد و مردم را به قیام فرامیخواند، پوستین آهنگری و ابزار کار او نیز به نمادی از این حرکت تبدیل میشود. فریدون همین پوستین را گرامی میدارد و آن را با شکوه میآراید و به درفش کاویانی تبدیل میکند.
این شاهنامهخوان افزود: این روایت نشان میدهد که حتی یک وسیله ساده، وقتی با یک حرکت بزرگ انسانی و تاریخی پیوند میخورد، میتواند به نمادی ماندگار تبدیل شود. درفش کاویانی نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ زیرا پشتوانه آن یک داستان و یک حرکت تاریخی و فرهنگی است.
استاد و شاگرد؛ حلقه انتقال فرهنگ
توسلیپور در ادامه با تأکید بر اهمیت نظام استاد و شاگردی گفت: بخش بزرگی از دانش و مهارتهای فرهنگی ما از طریق همین رابطه منتقل شده است. استاد تنها دانش خود را به شاگرد منتقل نمیکرد، بلکه اخلاق، رفتار، امانتداری، آداب و شیوه زندگی را نیز به او میآموخت.
او افزود: در سنتهای قدیمی، استاد و شاگرد تنها رابطهای آموزشی نداشتند؛ بلکه نوعی محرمیت، اعتماد و امانتداری میان آنها شکل میگرفت. بسیاری از این ارزشها در فتوتنامهها و متون مرتبط با سنتهای حرفهای و اخلاقی ثبت شدهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: اگر امروز بخشی از دانش و مهارتهای گذشته همچنان در جامعه وجود دارد، باید آن را حاصل تلاش استادانی بدانیم که این دانش را به شاگردان خود منتقل کردند. بنابراین تجلیل از استادان در حقیقت تجلیل از یک زنجیره تاریخی انتقال دانش است.
فردوسی؛ نگهبان زبان و فرهنگ ایرانی
توسلیپور با اشاره به نقش فردوسی در حفظ زبان و فرهنگ ایرانی گفت: شاید شاهنامه را بیشتر به عنوان یک اثر حماسی بشناسیم، اما در این اثر تنها داستانهای پهلوانی مطرح نیست؛ بلکه درباره لباس پوشیدن، مهمانداری، رفتار با دیگران، مناسبات اجتماعی، باورهای عامه و بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی نیز مطالب ارزشمندی وجود دارد.
او تصریح کرد: فردوسی با سرودن شاهنامه بخش بزرگی از این میراث را در قالب شعر ماندگار کرد. شعر، به دلیل وزن، آهنگ و موسیقی، قابلیت بیشتری برای ماندن در ذهن مردم دارد و همین ویژگی باعث شده بسیاری از باورها و عناصر فرهنگ عامه از طریق شعر و ادبیات حفظ شوند.
این شاهنامهخوان ادامه داد: شاعران در حفظ فرهنگ عامه نقش بسیار مهمی داشتهاند. بسیاری از باورها، ضربالمثلها، آیینها و رفتارهایی که نسلهای گذشته انجام دادهاند، به وسیله شاعران در قالب شعر درآمده و به نسلهای بعد منتقل شده است.
میراث فرهنگی فقط بنا نیست
توسلیپور با بیان اینکه میراث فرهنگی را نباید تنها در بناها و آثار تاریخی خلاصه کرد، گفت: وقتی از میراث فرهنگی صحبت میکنیم، باید به انسانهایی هم توجه کنیم که این میراث را تولید، حفظ و منتقل کردهاند. پژوهشگر، شاعر، استاد، نقال، صنعتگر، مرمتگر و بسیاری از کنشگران فرهنگی هرکدام بخشی از این زنجیره هستند.
او افزود: ممکن است یک بنا هزار سال قدمت داشته باشد، اما اگر انسانهایی نباشند که درباره آن پژوهش کنند، آن را مرمت کنند، داستانش را برای مردم بازگو کنند و ارزش آن را به نسل جدید منتقل کنند، آن میراث به تدریج از حافظه جامعه حذف خواهد شد.
این پژوهشگر فرهنگ در پایان گفت: ما به کسانی که اجازه ندادند فرهنگ و هویت ما از بین برود، مدیونیم. اگر فردوسی نبود، اگر پژوهشگران و استادان و انتقالدهندگان فرهنگ نبودند، بسیاری از داشتههای امروز ما وجود نداشت. بنابراین هر اندازه از چهرههای ماندگار فرهنگی تجلیل کنیم، باز هم در برابر میراثی که برای ما حفظ کردهاند، کم است.
او خاطرنشان کرد: احترام به بزرگان فرهنگ در واقع احترام به خودمان، زبانمان، تاریخمان و هویتمان است. این افراد ستونهای خیمه فرهنگ ایران هستند و باید پیش از آنکه از میان ما بروند، شناخته، معرفی و تکریم شوند.
انتهای پیام/
نظر شما